تبليغاتX
در خلوت اندیشه

باز هم بوی پاییز

شادی نوازش نسیم .... لذت گرمای آفتاب پاییزی

باز هم بوی خاطرات مهر

جادوی حضور دخترک شاد و بی خیال

سرشار از آرزو و رویا

فرو رفته در شادی کودکانه روپوش و کیف و دفتر  نو

دلی دلی کنان مسیر هر روزه خیابان درختی را تا مدرسه طی می کند و....

گردش روزمرگی......

گذر روزها و ماهها و سالها.......

زنی....  بدون جادوی حضور

نه چندان شاد ... نه چندان بی خیال

با رویاهایی به کم رنگی آفتاب پاییزی

مسیر هر روزه خیابان شلوغ و پر رفت و آمد را تا اداره طی می کند و .....

باز هم گردش روزمرگی.....

 

 

 

+ نوشته شده توسط اندیشه |